در حال فراخوانی آگهی های بیشتر ...
*** ضمن خوش آمد گویی به شما دوست عزیز آرزومند شادی و پیروزی های بزرگ برای شما هستیم ***** **** فرصت استثنایی **** *****دوستان عزیز آگهی های ویژه ثبت شده در فصل تابستان مشمول طرح تابستانی با تخفیف 20 درصدی می باشند **** ************دوستان تاپیش کد تخفیف طرح تابستانی 20 می باشد**********هر کاربر مجاز به ثبت 3 آگهی رایگان می باشد. *************** انتخاب شما مایه افتخار ماست****************

تاپیش

ایدئولوژی مارکسیستی

ایدئولوژی مارکسیستی

آگهی متنی
  • اجتماعی متفرقه
  • email
  • تاریخ ثبت آگهی : ۱۳۹۷/۰۱/۱۲
  • آخرین بروز رسانی : ۱۳۹۷/۰۳/۰۸
  •    آذربایجانشرقی تبریز
  • 50 بازدید

**********************ایدئولوژی مارکسیستی************************

در طول گذشته­ ی ایده و نگرش­ها مارکسیستی، همان مسئله به طور مکرری تحت روش و اشکال متنوع با توجه به تجزیه و تحلیل ­های طبقاتی ظاهر می­­شوند. این مسئله را می­توان به عنوان یک دو راهی تعریف کرد که در آن طبقه­ ها به نظر می­رسد که به طور ذاتی و واحدی از روابط تولیدی منشاء گرفته باشد یا نیازمند یک فعال داوطلب و بیرونی در حالت یک حزب پیشگام که به صورت بازیگران جمعی شکل گرفته ­اند، است. این دوراهی منجر به یک مناقشه ­ی عملی می­شود که بر حالت سازمان­دهی حزب­ها (اکثریت در مقابل پیشگامان) و استراتژی ائتلافی (ضمنی در مقابل عینی در مقابل سدها) و نیز بر تحول استراتژی (از بالا در مقابل طغیان)

به طور همزمان این دو راهی باعث ایجاد مسائل تئوری می­شود چون این دوراهی فرمول­ بندی سوالات از قبیل اینکه چرا حاملان روابط اقتصادی به عنوان اعضای طبقه فعالیت سیاسی ندارند؟ را غیر ممکن می­ کند. اگر موقعیت­های اشغال شده در روابط تولیدی اگر تنها شاخص سازمان­دهی ­های جمعی باشد، پس، حقیقتاً وقتی یک طبقه کارگر در قالب طبقه شاخص­ ها را با استفاده از تغییر روابط سیاسی، ایدولوژیکی و اقتصادی انتقال دهد. با به رسمیت شناختن طبیعت عینی روابط سیاسی و ایدولوژیکی، ایک شکل ­گیری به ما اجازه­ ی تجزیه و تحلیل تأثیر این روابط بر پروسه ­هایی که در زمینه­ آن طبقات سازمان­دهی شده، گسسته شد و مجدداً سازمان­دهی می­شوند را می­ دهد. در نتیجه در صورتی که جنبش ­های برنامه ­ریزی شده در این دیدگاه به عنوان بازیگران فعال از شکل­ گیری طبقات مورد بررسی قرار می­ گیرند، فعالیت­های آن­ها نه بیرونی بوده و نه وارسته از شاخص­ ها و عوامل تعیین­ کننده است. در طرف مقابل، این شکل­ گیری ما را به طور مستقیم به سمت تجزیه و تحلیل شاخص ­های عینی از فعالیت­های بازیگران تاریخی ثابت را با توجه به پروسه شکل ­گیری طبقه، سوق می­دهد. ما جهات ممکن و احتمالی برای یک تحلیلی را با استفاده از نمایش این که "در طول بازه­ های زمانی عادی" از دموکراسی سرمایه­ داری، جنبش ­های طبقه ­ی کارگر باید در قالب حزب ­های انتخاباتی اکثریتی سازمان­دهی شود که کارگران را از سایر اجزای دیگر طبقات متمایز و جدا نمی­ کند.

این شکل­ گیری به طور همزمان، باعث تأکید شدید بر عدم پیوستگی و تکرار منظم سازمان­ بندی طبقات می­شود. طبقات دیگر به عنوان موضوعات پیوسته و مداوم تاریخی مورد بررسی قرار نمی ­گیرند، چالش­های طبقاتی که منظور ما چالش برای شکل ­گیری طبقه و همچنین چالش بین نیروهای طبقاتی سازمان ­بندی شده است، معمولاً در پیوستگی­ ها و اتحادهای خاصی اتفاق می ­افتد. حالت آن­ها با تغییر همبستگی و اتحاد تغییر می­کند، برای مثال، با معرفی استدعای جهانی و یا قراردادهای جمعی اجرایی توسط قانون، با کم شدن تدریجی تأثیرات قانون­گذاری بر بازار و به طور اختصاصی، با تغییر در حالت کشورهای سرمایه­ داری، بدین ترتیب چالش ­های طبقاتی را نمی­توان به چالش ­های بین طبقات خلاصه کرد و یا آن­ را به طور دیگری و متفاوتی بیان کرد. طبقات دخیل در چالش، تأثیر چالش در طبقات است. اگر چالش درباره طبقه برتر از طبقات باشد پس چه کسانی در حال چالش هستند؟ ارجحیت آن­ها از چه لحاضی است. آیا تمامی طبقه­ های چالشی، چالش می­کنند؟ چگونه می­توانیم چالش طبقه­ ای را شناسایی کنیم؟

اگر چالش درباره­ ی طبقه برتر از طبقه ­های دخیل در چالش باشد، پس چه کسانی برای شکل ­گیری طبقه چالش می­ کنند؟ در هر اتحاد موفق تاریخی برخی از حاملان این روابط تولیدی به گونه ­ای سازمان ­بندی شدند که ، برخی از آن­ها در هیچ شیوه­ ی خاص به خودی خود شکل گرفت، باید به طور پیشرفتی به یک فعال سیاسی تبدیل شود. بدین ترتیب تا حدی که کارگران فعالیت سیاسی وابسته­ ی کارگری ندارند. تئوری مارکسیس حداقل به نظر "ناقص" و بیانات "باقی­مانده" می­شود که دلیل آن­ها باید پیدا شود. برای مثال طبقه­ ی کارگر کاتولیکی بیوه­ ها در فرانسه برای رأی دادن برای حقوقشان معین هستند."

این مسائل از دو فرضیه­ ی که به صورت سنتی در تجزیه و تحلیل طبقاتی مارکسیس پیدا می­شد برمی­ خیزد: 1) این است که فقط روابط تولیدی شامل شاخص­ها و عوامل تعیین­ کننده­ ی عینی از روابط طبقاتی بوده و 2) این که طبقات موضوعات متداوم تاریخی هستند که به این معناست که وقتی در یک زمانی شکل می­ گیرند، پس از آن به توسعه ­ی خود به عنوان بازیگران تاریخی ادامه می دهند.

یک شکل ­گیری تجزیه و تحلیل مشکل ­ساز از طبقه ­ها زمانی پدیدار می­شود که برخی از نتایج از تئوری­ مارکسیس از پیشرفت سرمایه داری استخراج شود و به طور اختصاصی وقتی این نتایج در دیدگاه­هایی گنجانده می­شوند که 1) به نظر می­رسد که روابط سیاسی و ایدولوژیکی پروسه ­ی شکل ­گیری طبقات را در یک پیوستگی و اتحد تاریخی را سازمان­دهی می­کند. 2) این روابط خودشان به نظر می رسد که زایده ­ی جامعه ­ی در زمینه ­ی چالش­های طبقاتی باشد. در نتیجه طبقات به عنوان محصول متداول چالش­هایی در حیطه­ ی روابط سیاسی، اقتصادی و ایدولوژیکی در سازمان­دهی و آگاهی حاملان از روابط تولیدی تلقی می­شود.

این شکل­ گیری، دوراهی را با استفاده از معرفی یک طرح پیچیده­ تر از میزان تلفات برای محاسبه­ ی شاخص­های روابط طبقه­ ای معرفی می­ کند. در نتیجه این دوراهی در این طرح قرار می­گیرد که در آن فقط یک مکانیزم برای تعیین برای بیان روابط عینی اقتصادی در یک چالش شخصی ایدولوژیکی سیاسی مورد استفاده قرار می ­گیرد. در مورد این طرح، ذهنیت ما بین تعیین روابط عینی ایدولوژیکی و سیاسی توسط روابط اقتصادی عینی با تعیین چالش ­هایی دارای مجموعه ­ی سازمان­ بندی شده از کل این روابط، تمایز و تفکیک قائل می­شود. به علاوه این مکانیزم آخر از تعیین دوجانبه است به این معنی که در صورتی که مجموعه ­ی سازمان­ بندی شده از روابط اقتصادی، سیاسی و ایدولوژیکی تشکیل هر لحظه گذشته ­ی هم­بستگی و اتحاد چالش­ های طبقاتی را می­دهد. این چالش­ها در عوض تأثیر انتقالی و یا تغییر این روابط را دارد. به عبارت دیگر در حالی که شرایط عینی تعیین­ کننده­ ی محدودیت­های چالش طبقه ­ای است، چالش می­تواند یک چنین سازمان­ بندی نشدند، برخی دیگر در چالش­هایی درباره ­ی سازمان­ بندی طبقه ­ها در حالت که وابسته به هیچ یک از روش­های متقابل (یک به یک) درباره ­ی محدوده ­های اشغالی نبودند، حتی وابسته به یک سیستم مورد قبول گسترده مثل "اعضای جامعه"، "فقیر"، "کاتولیک­ها" و "باواریان­ها" و غیره نباشند. شاید بهتر است تا یک حالت را در شکل متضاد را ایجاد کنیم؛ دانش آموزان، زنان، معترضین، مصرف ­کنندگان، طبقه­ ی اجتماعی نیستند و تا حدی آن­ها به عنوان بازیگران و فعالان دسته ­جمعی در چالش­ها ظاهر می­شوند، این تناقض­ ها بین 2 و یا چند طبقه نیست. بازیگران ثابت که در سطح پدیده ­ها ظاهر می­شوند، "در چالش" و یا در یک وضعیت مخصوص تاریخی، نیازی به وابستگی و تعلق به موقعیت­های تأییدشده­ ی گسترده در روابط تولیدی ندارند، چون­ آن­ها تأثیر چالش­ها درباره­ ی شکل­ گیری طبقه است. حقیقتاً وقتی شکاف­ ها و لایه­ های اجتماعی در سطح پدیده­ای در حالتی که هیچ نسبتی با وضعیت­های رابطه­ های تولیدی نداشته باشد، قشر بازاری در چالش­های مربوط به شکل­ گیری طبقه موفق می ­شوند. بدین ترتیب، در هر یک از چالش­های اتحادی و پیوستگی واقعی برای سازمان­دهی، گسستن و دوباره ­سازمان­دهی طبقات محدود به چالش­های بین 2 و یا چند طبقه نیست.

آیا این دیدگاه به این معنی است که بیانیه مارکسیس درباره ­ی چالش ­های طبقه ­ای به عنوان یک ویژگی جهانی و موتور (محرک) تاریخ، به دلیل اینکه هر چالش ممکن است منجر به تشکیل طبقه در چالش طبقه­ ای شود؟ همان­ گویی و حشو قبیح است. برای بیان این مورد در یک روش متفاوت: آیا می­توان بازه ­ای از تاریخ را یافت که در آن اجزای تولیدی به طور خصوصی و شخصی مالکیت داشته باشد و در آن چالش­های طبقاتی، بین 2 و یا چند طبقه درک شود، پس این بیانیه­ ها تجربی و اشتباه خواهد بود: همواره بازه ­های زمانی متفاوتی با حالت­های گوناگون از تولید وجود داشته که در آن تضاد و تناقض­ بین طبقه ­ها دیده نمی­شد.

اگر چالش طبق ه­ای، به عنوان چالشی که بر سازمان­دهی و گسستگی طبقاتی تأثیر می­گذارد تعریف شود در این صورت این بیانیه­ ها حشو است. این روشی است که به نظر من برای تفهیم و درک این بیانیه ­ها درست است. آنچه که ادعای آن­ها است به این معنا است که تمامی تضادهایی که در هر لحظه از تاریخ اتفاق می­افتد را می­توان تحت شرایط تاریخی درک کرد و فقط در شرایطی ممکن است که آن­ها را به عنوان تأثیرگذاری بر شکل­ گیری طبقه بررسی کنیم. این بیانیه­ ها نقش حکم و تقاضای روش شناسی را دارند.

این حکم­ها و اصول ما را به سمت تجزیه و تحلیل روابط موجود بین تضادها در لحظات ثابت از زمان و توسعه در طول بازه­ های زمانی طولانی، سوق می­دهد. در این مرحله است که یگانگی تئوری مارکسیس در حالت کلی و مبحث مارکسیس از طبقه در حالت اختصاصی بروز می­کند. همان­طور که Marxis خودش به آن­ دست یافت، موضع یگانه و واحد این تئوری نه به بررسی­ ها تقسیمات جامعه ای بستگی دارد و نه به .....

منبع: برگرفته از برترین پایگاه های علمی و پژوهشی بین المللی مانند IEEE ،ScienceDirect ،Elsevier ،Wiley

هیچ دیدگاهی برای این آگهی ثبت نشده است

اولین دیدگاه را شما برای این آگهی ثبت کنید

جهت ارسال دیدگاه باید وارد حساب کاربری خود شوید

  ثبت آگهی رایگان