در حال فراخوانی آگهی های بیشتر ...
*** ضمن خوش آمد گویی به شما دوست عزیز آرزومند شادی و پیروزی های بزرگ برای شما هستیم ***** **** فرصت استثنایی **** *****دوستان عزیز آگهی های ویژه ثبت شده در فصل تابستان مشمول طرح تابستانی با تخفیف 20 درصدی می باشند **** ************دوستان تاپیش کد تخفیف طرح تابستانی 20 می باشد**********هر کاربر مجاز به ثبت 3 آگهی رایگان می باشد. *************** انتخاب شما مایه افتخار ماست****************

تاپیش

ساختار طبقه سر مایه داری

ساختار طبقه سر مایه داری

آگهی متنی
  • اجتماعی متفرقه
  • email
  • تاریخ ثبت آگهی : ۱۳۹۷/۰۱/۱۰
  • آخرین بروز رسانی : ۱۳۹۷/۰۳/۰۸
  •    آذربایجانشرقی تبریز
  • 72 بازدید

 1) طبقات در نتیجه­ ی تأثیر چالش­ها شکل می­گیرند 2) پروسه­ ی شکل­ گیری طبقه، یک پروسه ­ی نامحدود است: طبقات به طور پیوسته سازمان­دهی شده، گسسته شده و دوبار سازمان­ بندی می­شوند. 3) شکل­ گیری تأثیر مجموعه ­ای از چالش­هاست که در آن چندین بازیگر تاریخی در تلاش است تا بتواند افراد مشابه را در طبقه­ ی مشابهی سازمان­ بندی کند و مجموعه­ های عضویتی در عبارات دیگری تعریف می­شوند و گاهی اوقات به سادگی اعضای "جامعه" تلقی می­شوند.

E.P. Thomson به این نقطه اشاره کرد که: "طبقه به عنوان افرادی تعریف می­شود که در تاریخ خود زندگی کرده و نهایتاً این تنها تعریف آن است." "نهایتاً (در پایان)" در این جمله صحیح است ولی ما باید با دقت بیشتری معنی آن را درک کنیم. این به آن معنا نیست که طبقه­ ها به صورت ذاتی خود را یک باره و در یک رفتار واحد خود را تنظیم می ­کنند، آنچه معنی آن است این است که طبقات تأثیرات پیوسته بر مجموعه­ ی کلی چالش­ها، به ویژه چالش­هایی است که حالت­های خاص ارائه شده­ ی سازمان­های اقتصاد، ایدولوژی و روابط سیاسی را به عهده می­ گیرند.

 چالش­هایی که در لحظات خاص زمانی اتفاق می ­افتد در حالت­های از سازمان­های اقتصادی، روابط ساسی و ایدولوژی شکل می­گیرند. سیاست و ایدولوژی دارای تأثیر خود مختار بر پروسه­ های شکل­ گیری طبقه هستند چون آن­ها چالش­هارا در زمینه­ ای که طبقه­ ها سازمان­ بندی شده، گسسته شده و دوباره سازمان­دهی می­شوند جایگزین می­کنند. دیدگاه Luxemberg از دموکراسی سرمایه ­داری به این اصل تأکید می­کند: "تقسیمات بین چالش­های سیاسی و چالش­های اقتصادی و جدایی آن "که شاید در اینجا به تصویر کشده شود. "در یک طرف" بنابر نوشته­ ی Luremberg" در پیشرفت صلح­ آمیز، "عادی" برای جامعه ­ی اشرافی، چالش­های اقتصادی تقسیم ­بندی شده و به گروهی از چالش­های قسمی محدود به هر شرکت در هر زمینه ­ی تولیدی کاهش داده می­شوند. در طرف مقابل، چالش سیاسی نه تنها با عده­ی زیادی از مردم توسط فعالیت­های مستقیم تنظیم می­شود بلکه در سازش با ساختار اشرافی دارد، در روش نمایش با اعمال فشار بر مجمع قانون­ گذاری عملی می­شود.

"ساختار موضع اشرافی" حداقل دو تأثیر دارد: باعث تمایز و جدایی چالش­ سیاسی و اقتصادی شده و باعث اعمال یک حالت خاص در سازمان­دهی ­های هر یک از این طبقات در چالش­ها می­شود. اتحادیه­ های تجاری (داد و ستد) به سازمان­های مجزا از حزب­های سیاسی تبدیل می­شود و ساختار طبقات یک حالت نماینده ­ای را بر عهده می ­گیرد. همواره مهم است به یاد داشته باشیم که این اشتباه و اصل نادرست، اگرچه بازیوکی کامل طرفدار داشته باشد، متغیر است: اعتصاب عمومی، که به طور همزمان سیاسی و اقتصادی بوده و در آن تمامی طبقات به طور مستقیمی در چالش شرکت می­کنند. اعتصاب عمومی به عنوان اقدام جایگزین کردن با دقت شاخص­ های اعمالش شده بر پروسه­ ی شکل­ گیری طبقات با ساختار­های موضع اشرافی است. امّا در "طول بازه­ ی مشروطه (مصوبه پارلمانی)"، "عادی برای جامعه­ ی اشرافی"، کارگران تا حدی به طور مستقل توسط اتحادیه­ ها و حزب­ ها سازمان­ده شدند، در صورتی که اکثریت مردم به طور مستقیمی عمل نکردند. آن­ها توسط رهبران خود که در این مرحله به "نمایندگان"، نمایندگان در سطح اشرافی تبدیل شدند، فعالیت می­ کردند.

عناصر (متودولوژیکی) روش­ شناسی این تجزیه و تحلیل­ ها ارزش تکرار را دارند. در دیدگاه Lurenberg یک طبقه به عنوان یک مجموعه­ ی فراتر از یک مجموعه ­ی در حال چالش شکل می­گیرد، در این شرایط اتحادیه­ ها و حزب­های انتخاباتی، امّا به طور قابل تصوری به عنوان یک شرکت، باشگاه، چرخه­ های منطقی، مؤسسه ­های مجاورتی و غیره تلقی می­شود. این مجموع­ه ای عضو در چالش تشکیل­ دهنده­ ی نفوذ متصدی­ های مکانی در یک سیستم تولیدی از موضع اشرافی هست که در سیستم خاصی روابط سیاسی، ایدولوژیکی جای دارد. روشی که این مجموعه­ های عضو چالش­ شکل می­ گیرند، با ساختار موضع اشرافی در یک چارچوب قرار می­گیرد، که به دقت و دقیقاً روش است که توسط آن روابط سیاسی و ایدولوژیکی در جامعه­ ی سرمایه­ داری تنظیم می­شود.

دنبال کردن این اصول روش ­شناسی به ما اجازه ­ی آزمایش نظام ­مند برخی از ویژگی­های روابط اقتصادی، سیاسی و ایدولوژیکی سرمایه ­داری را می­ دهد باعث ایجاد چالشی می­شود که توسط آن طبقات ایجاد می­شود.

سیستم سرمایه ­داری از تولید، سیستمی است که در آن بخشی از تولیدات کلی جامعه که از استفاده­ ی عمومی دوردست نگه داشه شده، در حالت سودگیری متداول شده است، که در زمینه­ ی اینکه کارگران وابسته به پروسه­ های آنی هیچ ادعا و حقی نسبت به محصولاتی که تولید کرده­ اند ندارند، خصوصی است. در حالی که این اصل یک حقیقت تکنیکی از هر سازمان اقتصادی است که در آن تجمع نمی­تواند در دراز مدت بدون بازداشت قسمتی از محصولات از استفاده­ ی رایج و برای افزایش بهره­ وری اختصاصی شده­اند اتفاق بی افتد. ویژگی متمایزکننده­ ی سازمان­های سرمایه­ داری تولیدی این است که این قسمت به صورت متناسبی خصوصی­ سازی شده و برای استفاده ­ی آن بر اساس در جمعیت­ سرمایه­ داران که سودبر هستند اختصاصی شده است. در نتیجه، در یک سازمان سرمایه­ داری تولیدی، سود یک شرط ضروری برای تحقق آتی علایق مادی کوتاه­ مدت از هر گروه در جامعه می­باشد. اگر گروه سرمایه ­داری سود مطلوبی نداشته باشد، اگر افزایش صورت نگیرد، پس در نتیجه هیچ­گونه سرمایه­ گذاری صورت نگرفته، هیچ تولید، مصرف و اشتغالی نیز به وجود نمی­ آید. در عین حال به طور همزمان این اصل که سود مطلوب کاپیتالیسمی یک شرط کافی برای پیشرفت شرایط مادی یک گروه نیست، اجتناب ­ناپذیر است. کاپیتالیست­ها توانایی سرمایه ­گذاری تولیدی و مفید را دارند ولی آ­ن­ها توانایی مصرف سودهای حاصل، مصرف بی ­رویه و نیز صادر کردن آن به خارج را نیز دارند. در حال حاضر بهره ­برداری و استفاده امری ضروری است ولی هنوز به عنوان یک شرط کافی برای پیشرفت شرایط زندگی مادی هر گروهی در آینده محسوب نمی­شود. در نتیجه دموکراسی سرمایه­ داری به یک مکانیزم تنظیم ­شده ­­ی اجتماعی تبدیل شده است که با استفاده ازآن تولید­کنندگان می­توانند ادعاهای خود را نسبت به بخشی از تولیداتی که در گذشته برای آن­ها انتخاب شده، استفاده کنند تا میزان کالاهای کمیاب را افزایش دهند. در حالی که کارگران به عنوان تولید­کنندگان اصلی و ابتدایی هیچ نوع حقی در قبال کالاهای تولید شده ندارند، آن­ها به عنوان یک شهروند می­توانند یک چنین ادعایی را توسط سازمان­های دموکراسی اشرافی و اساساً توسط سازمان­های انتخاباتی داشته باشند. دموکراسی سرمایه ­داری سیستمی از چالش­های برنامه ­ریزی شده برای تحقق ­سازی علایق کوتاه مدت است که در آن نتایج، در حوزه محدودیت­ها، با توجه به وضعیت­ های اشغال شده توسط مردم در ارتباط با تولید، نامعین است. چون نتایج تضادهای ایجاد شده توسط مؤسسه ­های سیاسی دموکراتیکی در محدوده­ ی خاصی نامعین است سازمان­های انتخاباتی به تولید­کنندگان اصلی (کارگران)، یک فرصت واقعی و کافی برای تحقق علایق مادی کوتاه ­مدت آن­ها را داده است. عضویت در یک چنین سازمان­هایی با توجه به تحقق علایق کوتاه ­مدت مادی، ابزاری است.

دموکراسی سرمایه­ داری، یک حالت خاص از سازمان است. در حالی که بسیاری از تولیدکنندگان اصلی ادعاها وحقوق خود را توسط اتحادیه­ ها گردهمایی­هایی داوطلبانه، باشگاه­ها، مطبوعات و دادگاه و ... بیان می­کنند. صحت و تأثیر این ادعاها در حالت کلی به میزان موفقیت آن­ها در انتخابات بستگی دارد. سرمایه ­داران برای تحقق علایق کوتاه ­مدت مادی خود در زمینه ­ی فعالیت­های روزمره­ ی خود در سیستم تولیدی پیوسته در چالش هستند. آن­ها به طور مداوم برای اختصاصی کردن منابع اجتماعی "رأی" می­دهند. مثلاً وقتی آن­ها برای سرمایه­ گذاری کردن یا نکردن، استخدام و یا اخراج، خریدن و یا فروش، قوانین کشوری، واردات و صادرات و موارد نامتناهی تصمیم ­گیری می­ کنند. به علاوه آن­ها تأثیر مستقیمی بر کشور دارند وچون کشور به فعالیت­های خصوصی و اقتصادی آن­ها وابسته است. در عوض کارگران باید به دنبال راه­ هایی برای اعلام حقوق خود از طریق انتخابات باشند، هرچند که تنها روش آن انتخابات نباشد و انتخابات، بازی تعدادی از افراد است که در آن موفقیت و شکست توسط تعداد آرا اندازه ­گیری می­شود. روابط سرمایه ­داران از تولیدات کالا باعث ایجاد یک دانش عمومی از این روابط می­شود. از آن­جایی که سود یکی از شرایط ضروری از گسترش جهانی است، سرمایه­ داران، در جامعه­ی سرمایه­ داری به عنوان دارنده­ های علایق تلقی می­شوند. علایق حاضر آن­ها با علایق آینده­ ی تمام افراد در جامعه یکسان و مشترک است: هرچقدر میزان سودهای ایجاد توسط آن­ها بیشتر باشد، ظرفیت کل جامعه برای بهبود شرایط آینده­ ی تداوم آن کالا نیزافزایش می­یابد. تقاضاهایی که توسط برخی ازگروه­ها برای بهبود شرایط رایج از زندگی ارائه می­شود به عنوان مخالفت با تحقق علایق کلیت جامعه در آینده محسوب می­شود. تحت تضادها و تناقض­های سرمایه ­داری در حوزه­ ی حقوق­ها و سودها، به عنوان یک داد و ستد بین حال و آینده دیده می­شود. به توجه به سازمان­­دهی سیستم سرمایه ­داری تولید، سرمایه ­داران در یک وضعیت واحدی قرار دارند. علایق آن­ها به صورت جهانی و کلی ظاهر می­شود که در صورتی که علایق سایر گروه­های جامعه به صورت اختصاصی ­شده تعریف می­شود.

همچنین، بخشی از محصولات به سرمایه­ داران تعلق پیدا می­کند، به نظر می­رسد پاداش این "عامل" باشد که آن­ها توسط "سرمایه" به تولیدات نسبت داده می­شوند. روابط سرمایه ­داران د رتولید باعث مبهم شدن بهره ­برداری تحت شرایط توازن بین گسترش کار در فعالیت تولید و حقوق پرداخت شده برای نیروی کاری می­شود. باید ایده­های Marx و Lucas را جدی بگیریم. در سطح تجربیات "آنی" و "گذرانده شده" روابط اجتماعی، در حالتی متفاوت از روابط بین اشیاء ظاهر می­شوند، پخش و پراکندگی به عنوان حقوق پرداخت شده برای "عوامل شریک در تولید" ظاهر می­شود؛ سودها در زمینه ­های تبادلاتی ظاهر شده و به کار ربطی ندارد. در افرادی که کا مازاد آن­ها اختصاصی می­شود، بهره­ برداری بلافاصله قابل مشاهده و دست­ یافتنی نیست.

به طور همزمان با در نظر گرفتن یک سازمان سرمایه ­داری تولید، برای هر کارگر احتمال اشرافی شدن و فرار از شرایط الزامی وجود دارد، در صورتی که این فرایند برای تمامی کارگران ممکن نمی­باشد. با استناد بر تعریف، از آن­جایی که جامعه، سرمایه­ داران سازمان­ده ی شده است، پس تمامی کارگران به طور همزمان نمی­توانند سرمایه ­دار باشند. ولی تحت شرایط آزادی اقتصادی و برابری قانونی، هر کارگری ظرفیت اشرافی شدن را دارد. اشتباه عناصر تشکیل­ دهنده باعث ابهام سده ای ساختاری به صورت ماندگار در سیستم تولید توسط ارائه­ ی فرصت برای افراد برای بهبود شرایط زندگی­شان می­شود.

منبع: برگرفته از برترین پایگاه های علمی و پژوهشی بین المللی مانند IEEE ،ScienceDirect ،Elsevier ،Wiley

هیچ دیدگاهی برای این آگهی ثبت نشده است

اولین دیدگاه را شما برای این آگهی ثبت کنید

جهت ارسال دیدگاه باید وارد حساب کاربری خود شوید

  ثبت آگهی رایگان