در حال فراخوانی آگهی های بیشتر ...
تغییرات محسوس در کسب و کار را با ما تجربه کنید***** ************** افزایش بازدهی و دستیابی به اهداف شما با تبلیغات رایگان در تاپیش مقدور می شود******************** *****

تاپیش

جنبشهای سوسیالیستی

جنبشهای سوسیالیستی

  • اجتماعی متفرقه
  • email
  • تاریخ ثبت آگهی : ۱۳۹۷/۰۱/۱۱
  • آخرین بروز رسانی : ۱۳۹۷/۰۲/۰۶
  •    آذربایجانشرقی تبریز
  • 36 بازدید

*********************جنبشهای سوسیالیستی*********************

   این ادعا که روباط اجتماعی باعث چالش طبقاتی می­شود باید توسط یک روش مکانیکی برداشت شود. روابط اجتماعی- اقتصادی- سیاسی و یا ایدولوژیکی چیزی نیست که افراد در راه­های مختلف، در فضاهایی که اشغال کرده ­اند "به عمل بی اورند"، اما این روابط ساختارهایی از انتخاب­های انجام شده در لحظه ­ی مشخص از تاریخ است. روابط اجتماعی به موضوعات و افراد و گروه ­هایی در تاریخ نسبت داده می­شود و به عنوان حیطه­ ی احتمال، و ساختار انتخاب و گزینه تعریف می­شود. جامعه نمایش­نامه ­ای نیست که در آن هیچ نوع کارگردانی وجود نداشته باشد و حاملان روابط به نوبت نقش­های خود را بازی کنند، جامعه مجموعه ­ای از شرایط است که تعیین­ کننده­ ی این اصل است که چه زمینه ای از فعالیت­ها دارای چه عواقبی در انتقال­های اجتماعی است؟ طبقات از روابط اجتماعی منشاء نمی­ گیرند، اگرچه روابط  اقتصادی به تنهایی و یا در ارتباط با تمامی روابط دیگر عمل کند. طبقات شامل تأثیر فعالیت­ها و اقدامات به ویژه سازمان­دهی طبقات، گسستگی آن و سازمان­دهی مجدد آن­ها می­شود. با توجه به این اصل که فرایند شکل گیری طبقات تنها در زمینه­ای که آن­ها باعث ایجاد چالش­هایی می­شود که این چالش­ها دارای تأثیر بالقوه شکل گیری طبقه هستند، عینی است.

بدین ترتیب، سنجیدن روشی که توسط آن سازمان­های اجتماعی در قالب دموکراسی سرمایه ­داری به عنوان ساختار گزینه­ای برای جنبش­هایی که به دنبال قرار دادن کارگران در یک طبقه هستند، بسیار ضروری است. به طور اختصاصی، من سعی خواهم کرد تا این را نشان دهم که جنبش­های سوسیالیستی، اختیاری و قراردادی نبوده و توسط روابط اقتصادی، سیاسی و ایدولوژیکی در چارچوب دموکراسی سرمایه­ داری به گونه­ ای که باعث ایجاد الگوی خاصی از شکل­ گیری طبقه می­شود، ساختاربندی می­شود.

جنبش­های سوسیالیستی، زایده ­ی شرایط تاریخی هستند و آن­ها در هدف چندین عامل تعیین­ کننده قرار دارند. تئوری سوسیالیستی (جامعه ­گرایی) به تنهایی به دلیل اینکه شامل حالت­های خاصی از آگاهی حقیقت تاریخی می­شود غیراختیاری است. این تئوری دارای پایانه­ای است و عاری از علایق نیست، اما این تئوری همچنین یک حقیقت تاریخی ثابت را برداشت و درک می­ کند. پیش­گویی­ های سیاسی همیشه با هدف خاصی مرتبط بود ولی آن­ها در انتظار کشیدن برای تأثیر فعالیت­های سیاسی غیرقراردادی هستند. "معیارهای 

نوع­ های ارائه شده توسط خوب سوسیالیستی"، که Kautsky در یک نقطه به آن اشاره می­کند و درک کاملی از این عامل تعیین­ کننده دارد، "برای بهبود وضعیت پروسه­ های کوچک، تا حدی که تحت شرایط موجود پیشرفت آن­ها ممکن باشد، محاسبه می­شود. برای دسترسی و کمک کردن به آن­ها به عنوان یک پروسه، باید آن­ها را در بازده روش به کار گرفته شده ­ی تولید اثبات کرد که غیرممکن است زیرا در تضاد پیشرفت اقتصادی قرار می­ گیرد."

برای ادعا کردن این نوع حالت­های معین، بحث کردن نیاز نیست، در صورتی که نیروهای سیاسی اکثراً توسط رخ­دادهای تاریخی مجذوب می­شوند تا بتوانند به طور صحیح پروسه ­ی تاریخی را که در آن شرکت می­ کنند را درک کنند. مگر اینکه فردی دیدگاهی را اتخاذ کند که توسط آن علم در لابراتورها پیشرفت داده می­شود، یک فرد باید این اصل را درک کند که فعالیت­های سیاسی یک پروسه ­ی آزمودن تئوری است.

"ما پودینگ را می­خوریم". همانطور که Althusser به آن اشاره کرد.

این نقطه دربرگیرنده­ ی برخی از تأکیدهاست: درک و چارچوب­ بندی حقیقت اجتماعی توسط نیروهای سیاسی نباید ما را به این نتیجه برساند که این پروسه داوطلبانه بوده و به نوعی در سطح حقیقت اجتماعی وابسته به دانش عینی، برخی از محدودیت­های عینی وجود دارد. امّا این محدودیت­ها در سطح موارد جاسازی شده در سطح روابط دانشی که او تولید می­کند وجود ندارد. اگر حقیقت اجتماعی قانون­مند باشد، پس باید به عنوان پروسه­ ی اجتماعی که باعث تولید دانش این حقیقت می­شود تعریف شود.نیروی سوسیالیستی در دو پروسه ­ی شکل­ گیری طبقات با تئوری پیشرفت سرمایه داری و ساختارطبقه­ وارد می شوند. آن­ها طبق آموزه­ های چندین موسسه­ ی مشخص سازمان­ بندی می­ شوند. حالت­ گرایی و سازمان ­بندی آن­ها توسط تئوری و اهداف آنی سازگار با درک تئوریکی از اتحادها و همبستگی­ های ثابت تعیین می شوند. در زمینه­ ی فعالیت­های سیاسی آن­ها به این نتیجه می­رسند که برخی از جنبه ­های تئوریکی، از لحاظ عملی قابل اجرا نیستند و فعالیت­هایی که توسط تئوری هدایت می­شود از لحاظ سیاسی و ایدولوژی تأثیری نخواهد داشت. در حیطه ­ی فعالیت­ها این افراد اشتیاق زیادی برای آزمودن مجدد تئوری دارند تا بتوانند عناصری از تئوری را که باعث ایجاد موانع برای فعالیت­های مؤثر میشود را تعیین کنند.

این موانع و سدها کدامند؟ قبلاً به این بحث پرداختیم که شرایط عینی در قابل بازیگران تاریخی به عنوان ساختارهای انتخاب و در حیطه­ ی احتمال و عدم احتمال ظاهر می­شوند. پس این انتخاب­ها کدام­ها هستند؟

اولین انتخابی که در جنبش­هایی که در هدف دارند کارگران را در یک طبقه­ ی خاصی قرار دهند، با آن مواجه می­شوند این است که آیا باید در مؤسسه­ ی سیاسی اشرافی شرکت کنند، به طور اختصاصی در مؤسسات انتخاباتی شرکت کنند یا نه؟ این موضوع باعث ایجاد تفرقه ­ی مداوم در جنبش­های طبقه­ ی کارگر شده است. از تقسیم ایجاد شده در اولین مناقصه ­ی بین ­المللی 1870 گرفته و در دومین نشست بین­ المللی از عضویت در کشورهای اشرافی تا به امروز ادامه دارد.

همانطور که هر جنبشی وارد رقابت­های انتخاباتی می­شود، جنبش ­های جدید از سنت­ها و روش­های قدیمی مربوط به عضویت در چالش ­های پارلمانی "قورباغه ­ی هوش" پیروی می­کنند که به سادگی دست­کاری شده­ ی "کریتنیسم" (بلاهت) پارلمانی است. امّا چون کارگران به عنوان تولیدکنندگان اصلی و ابتدایی تلقی می ­شوند و نیز دقیقاً به این علت که انتخابات در حیطه­ ی محدودیت­ها ابزاری برای رسیدن به علایق مادی کوتاه­ مدت است، تمامی حزب­ های اجتماعی یا وارد چالش­های انتخاباتی شده و یا حامیان و طرفداران خود را از دست می­دهند. استراتژی عدم همکاری، که یک استراتژی بود که توسط سوسیالیست آلمانی قبل از کنگره­ ی Erfurth پیروی می­شود، در این صورت غیر ممکن است. دلیل غیرممکن بودن آن این بود که ریسک و خطر ایجاد بیگانه­ سازی کارگران را در پی داشت، بخشی از جنبش­های غیرسیاسی اتحادیه ­گرایی که به طور منحصر با تقاضاهای اقتصادی کوتاه ­مدّت سروکار داشت. همانطور که Schumpeter بررسی کرد: «یک نگرش کاملاً منفی، هر چند که تا حدی یک اصول رضایت­ بخش باشد، برای هر حزبی غیرممکن خواهد بود که به جز یک اهمیت سیاسی بی ­اعتنا به آن توجهی کند و به طور غیرقابل اجتنابی با اکثر خواسته­ های کارهای سازمان­ بندی شده در تناقض خواهد بود. و اگر به مدّت بازه ­ی زمانی نسبتاً طولانی بر اعمال آن اصرار شود منجر به کاهش گروه طرفداران به گروه کوچکی از مرتاض ­های سیاسی خواهد شد.» در ادامه ی   Schumpeter اشاره کرد که: «هیچ حزبی نمی­ تواند بدون داشتن یک برنامه ­ای که ضامن سودهای بلافاصله باشد، به حیات و تداوم ادامه دهد.» برای کارگران به منظور بدست آوردن بلافاصله­­ ی سودها، تنها روش استفاده از فرصت­های تعیین شده توسط مؤسسات سیاسی بازاری است بدون اینکه توجهی به محدود بودن این فرصت­ ها بکنند.

این الزام سازمان ­بندی کارگران در ضمیمه­ ی مؤسسات انتخاباتی، باعث ایجاد نتایج اساسی برای فعالیت­های سیاسی حزب­ های سوسیالیستی بوده است. آن­ها به احزاب انتخاباتی، "بازاری (طبقه­ ی متوسط)" طبقه­ ی کارگر تبدیل می­شوند و نتایج عملی به حد کافی مستقیم هستند:انتخابات حاوی اعداد می­شود، موفقیت انتخاباتی نیازمند اکتساب بیشترین تعداد طرفداران است بدون توجه به ویژگی طرفداران. بنابراین، حزب­ های انتخاباتی از کارگران با این انتخاب مواجه می­شوند که آیا به عنوان یک طبقه­ ی سازمان­ بندی شده فعالیت کنند و یا به دنبال موفقیت انتخاباتی باشند. موفقیت­ انتخاباتی نیازمند ساختار طبقه ­ای تفهیم شده (ذهنی شده) در شرایط گرایش و ترجیح حرکت و حمایت است، و نیز نیازمند حزب­ های سوسیالیستی برای پیروی کردن از گسترده­ ترین مبحث قانع کننده عضو طبقات پائین و حتی فراتر رفتن از این مبحث کلی توسط تأکید کردن بر وضعیت­های زندگی مشابه و "علایق متوازی و یکسان" است. در حین جستجو برای حمایت، حزب­های سوسیالیستی، اعضای دیگر طبقات را با دادن وعده ­های دسته­ بندی کارگران در یک طبقه ­ی مجزا، تحریک می­ کنند. شاید در این مرحله برای نقاط آموزشی و راهنمایی بهتر است به ایده ­ی Kautsky مراجعه کنیم. به تجزیه و تحلیل ­های او از روابط بین ساکنین یک محل با سیستم تولیدی آن و همچنین این اصل که جنبش سوسیالیستی در شرایط استراتژی انتخاباتی شکل می­ گیرد و تحقیقات هم راستای او برای اثبات و حمایت از ایده می­پردازیم. Kautsky به این اصل دست یافت که حزب­ های سوسیالیستی فقط جمعی از کارگران نیستند. حزب­ های سوسیالیستی باید با این حقیقت کنار بیایند که کارگران در زمینه­ ی سوسیالیسم موثق نیستند و این که هنوز آن­ها سوسیالیسم را به عنوان یک ایده از عرصه­ ی بازاری ترقی یافته قبول می­کنند. به علاوه، تفاوت بین توانایی­های کارگران باعث ایجاد تقسیمات بین آن­ها می­شود. ولی تمامی این غیر موثق بودن­ها و تفاوت­ها، تحت "جنبش کارگران، جنبش کارگری" قابل حل و فصل هستند. طبقه متوسط و پائین جامعه مشابه هم می­شوند. هم در زمینه­ ی هزینه­ های به سالاری و اعیانی کاری و هم گسستگی جمعیت و ازدحام. آنچه که از این پدیده­ ها حاصل می­شود قشر متوسط صنعتی حقوق ­بگیر است که این قشر به طور فزاینده­ای بر سایر اقشار متوسط و پایین برتری دارد.

و "دقیقاً این قشر متوسط و پایین غیور است که به صورت مؤثری زمینه را برای سوسیالیسم آماده و مهیا می­کند. جنبش سوسیالیستی در نتیجه هیچ چیز به جز اقدامات بخشی از این قشر متوسط نیست که از اهداف خود آگاهی کامل را پیدا کرده­اند." امّا احزاب سوسیالیتی نه تنها علایق قشر کوچک متوسط را به نمایش می­گذارند بلکه علایق تمامی مردمی را که "مخالف و یا موافق" سرمایه ­داری بوده را نیز به خوبی نشان می­دهد. بنابر گفته ­ی وضعیت­های برنامه­ای Erfurth "حزب سوسیالیستی، برای طبقات مستمند چالش نمی­کند، بلکه برای برچیدن طبقات و قوانین طبقاتی، برای تعیین حقوق یکسان و وظایف یکسان برای همه بدون تمایز جنسیت و نژاد چالش می­ کند یکی از مهم­ترین موضوعات در این بحث، حزب­ها تنها علایق جهانی آینده را به نمایش نمی­ گذارد بلکه باعث ارتقاء علایق مردم به غیر از کارگران در فعالیت­های رایج­ شان می شود، "این کامپ و گردهمایی تمامی موافقین و مخالفین است". و به یک حزب ملی تبدیل می­شود، "در هدف دارد تا نماینده ­ی، نه تنها حقوق­ بگیران صنعتی بلکه تمامی اقشار در حال کار، موافق باشد و یا به عبارت دیگر نماینده­ ی اکثریت جمعیت مردمی باشد." حزب سوسیالیستی کشوری Erfruel این ادعا را دارد که: "مخالفت ­ها و تناقض­ ها در جامعه­ ی امروزی، نه تنها در برگیرنده­ ی موافقت­ها و مخالفت­های کارگران حقوق بگیر است، بلک تمامی حالت­های موافقتی و مخالفتی که علیه یک طبقه، حزب، جنسیت و یا نژاد اعمال شده است را در برگیرند."

چگونه سوسیالیست­ها موجب تحریک کارگران، حاملان روابط سرمایه­ داری در تولید می­شوند؟ ما به این اصل رسیده ­ایم که بهره­ برداری برای افرادی که به صورت مازادی اختصاصی شده­اند، بلافاصله واضح نیست. تجربیات ذاتی همان محرومیت اقصادی و یا فرصت­هایی برای پیشرفت افراد است، روابط سرمایه ­داری باید رفع ابهام شوند، باید مورد انتقاد قرار بگیرند البته اگر بخواهیم بهره ­برداری و احتمال آزادی را در اصول و پروسه ­های حاضر مشاهده کنیم. ولی اگر هر گونه ایدولوژی در تشکیل تصویر کلی از روابط اجتماعی مؤثر باشد و اگر احتمال دسترسی با تأثیری برای ایجاد طرح ­های جمعی از انتقالات اجتماعی دیده شود، پس باید به رفتاری که مردم به طور روزانه زندگی خود را تجربه می­ کنند، نسبت داده شود. در نتیجه تأثیرگذاری ایدولوژی سوسیالیستی با توجه به وابستگی کارگران به ویژگی­های وضعیت زندگی­شان که از لحاظ نقطه نظر اعضای طبقه دومین اصل است، که عبارت ­اند از اندازه ­ی درآمد، شیوه­ ی زندگی، وضعیت در روابط دولتی، شرایط کاری، ویژگی­های کاری- "بی­چارگی"، "فقر"، "سرکوبی". ایدولوژی سوسیالیستی در شرایط فقیر قطعی و یا مرتبط (برابری)، در شرایط کاری- از لحاظ وضعیت زندگی، از لحاظ تمامی این ویژگی­های وبریان (weberian)، ساختار دهی می­شوند. این ویژگی­ها در معیارهای مشابه از قد، وزن و رنگ چشم، عینی هستند. امّا آن­ها به "حقیقت" تبدیل می­شوند، آن­ها به دلیل جنبش­های سوسیالیستی مجبور به تحریک این ویژگی­ها می­شوند. موجب اثبات و یا رد برخی از فعالیت­های مربوط به تشکیل طبقه می­شوند و در این فرایند از دانش­های موجود ایجاد شده توسط روابط سرمایه­ داری تولیدی استفاده می­کنند.

ولی این ویژگی­ها همیشه، به ویژه بعد از اواسط قرن نوزده، با مشخصه ­های تئوریکی و نظری طبقه­ ی کارگر هماهنگی و همخوانی ندارند. آن­هایی که برای ارزش­های تولیدی جدا شده ­اند، مجبور به فروش نیروهای کاری خود برای درآمد بوده ­اند و بهره ­برداری در زمینه­ی تولید سرمایه ­داری نیازی به ضعیف بودن در شرایط مربوط به ضوابط تاریخی نبوده ­اند. فقر، سرکوبی، بیچارگی، خفگان، خستگی و حتی طرد شدگی، کارگران مشخص شده در مبحث بهره­ برداری را از تمامی افراد فقیر، درمانده و محروم، متمایز نمی کند. همچنین این ویژگی­های ثانویه به صورت درونی باعث تمایز و جدایی بین کارگران تعریف شده از جنبه­ ی تئوریکی می­شود.

در نتیجه، فعالیت­های سیاسی در جنبش­های سوسیالیستی دارای شاخص­ها و وضعیت معین خود در ساختار کاپیتالیستی روابط اقتصادی، سیاسی و ایدولوژیکی دارد. با اعمال آن­ها در رقابت­های انتخاباتی، جنبش سوسیالیستی ساختار طبقه را از لحاظ مشابه علایق- تعیین ­شده­ ی هویت­ها و شناسه ­های جمعی طبقه ­ی کارگر مورد بررسی قرار می­دهد. با دانستن قوانین رقابت­های انتخاباتی، این جنبش­ها در حیطه­ ی اعداد فعالیت می­کنند چون در تلاش هستند تا حمایت سیاسی را به بیشینه برسانند. به طور همزمان، آن­ها مجبور به تأکیر بر ویژگی­های قشر متوسط و پایین می­شوند که این گروه­ها را در جامعه­ ی سرمایه ­داری از سایر گروه­ها جدا نمی­کنند.

روابط سیاسی و ایدولوژیکی دموکراسی بازاری (قشر متوسط) منجر به سازمان­دهی طبقه ­ی کارگر در حالت حزب­های متراکم انتخاباتی می­شود. در نتیجه، پروسه­ ی سازمان­دهی طبقه ­ی کارگر را طبقه­ بندی کرده و هم به دنبال حمایت انتخاباتی "گسترده و متراکم" هستند. آن­ها پیوسته بدنبال حمایت از بازارهای کوچک قدیمی بود و با افزایش و تداوم پیشرفت سرمایه ­داری، آن­ها به طور فزاینده­ای فعالیت­های سازمان بخشی­ خود را بر دسته­ بندی­های متنوعی از افرادی که به طور مستقیم در پروسه کاپیتالیستی تولید شرکت ندارند، به طور اختصاصی بر "طبقه­ ی  متوسط جدید" متمرکز می­کنند.

این ترکیب پروسه ­ی شکل­ گیری طبقه­ ی کارگر با بسیج کردن طبقه­ ی عالی سیاسی دارای نتایجی است که فراتر از یک تحقیق در زمینه­ های انتخاباتی است. تأثیر آن نه تنها بر روش سازمان­ بندی طبقه حقوق بگیر غیردستی است بلکه بر پویایی عمومی ایدولوژی در جوامع سرمایه­ داری داشته و به طور متقابل بر شیوه ­ی سازمان ­بندی کارگران نیز تأثیرگذار است. چون جنبش سوسیالیستی مردم غیرکارگر را تحریک می­کند آن­ها شبکه ­ی ممتاز را منهدم می­کنند که همان رابطه­ی یگانه بین قشر متوسط و "خوب آن" است. آن­ها به بیانیه ی "طبیعی، ارگانیک" از مأموریت­های تاریخی قشر متوسط تبدیل می­شوند، مجزا و در مخالفت با سایر حزب­ها تشکیل می­شوند. اما انهدام این شبکه بین کارگران و جنبش سوسیالیستی یک تأثیر کلی بر ایجاد تصویری بدون طبقه از جامعه می­شود. این باعث کاهش برجستگی طبقه به عنوان اساس هویت ­های جمعی می­شود. و این امر منجر به بازخیزی دیگر اساس­ های هویت­ های دسته­ جمعی می­شود که آیا آن­ها بر اساس اندازه­ ی درآمد، ویژگی­های شغلی، دین، زبان، منطقه، جنسیت و یا نژاد استقرار باشند. در این حالت، پروسه­ ی سازمان­ بندی اکثریت مردم باعث گسستگی کارگران می­شود.

منبع: برگرفته از برترین پایگاه های علمی و پژوهشی بین المللی مانند IEEE ،ScienceDirect ،Elsevier ،Wiley

هیچ دیدگاهی برای این آگهی ثبت نشده است

اولین دیدگاه را شما برای این آگهی ثبت کنید

جهت ارسال دیدگاه باید وارد حساب کاربری خود شوید

  ثبت آگهی رایگان